Legendary Life and Story of Nainawaz

English

Fazel Ahmad Zekrya, also known as “Nainawaz” (نينواز), is the legendary Afghan singer, composer and poet who remained a keen student of art and mysticism throughout his life. The son of Faiz Muhammad Khan Zekrya, Afghanistan’s famous statesman, poet and writer, Nainawaz was born in 1935 in the province of Yakatoot Afghanistan from the marriage of Faiz Muhammad and Bibi Gul Benazir.

In his early teens, Nainawaz taught himself how to play the accordion and then mastered it under the mentorship of Farokh Afendi from Turkey. He wrote poems and then composed melodies to match the poetic cores. Nainawaz was a passionate artist. His artistry revolutionized Afghan music while giving it a new dimension. Nainawaz grasped mystical rhythms and expressed them beautifully. Most of his compositions awakened spiritual and nostalgic feelings. The great Sufi poet Rumi gave us similar mystical expressions in his “Song of the Nai” “Song of the Reed” and it was not accidental that Fazel Ahmad Zekrya became known as “Nainawaz”.

In searching for an understanding of God and the mystical aspects of our universe, the Quran teaches us to look for God’s signs and to “Know thyself that you may know your Creator”. In the midst of all mankind there are few geniuses who are both attuned to the mysticism of nature and have the ability to comprehend universal truths, and even fewer who can express these truths to the rest of us. Great artists express these truths on the canvas of their art; the poet in his poems, the musician in his music. Nainawaz, “The Reed Player”, was one of these geniuses. His phenomenal talent in music alone made him unique and immortal.

No teacher can instruct artists on how to let the refined feelings of their heart fly on the wings of their music and voice. Delving deep into his core, Nainawaz brought out the most pleasing and sincere feelings of his heart. In addition to his extraordinary musical talent, Nainawaz was a literary man, a patriot, in love with his county, people and harmony. In reading literary passages, his voice would vibrate with such emotion that it would enchant the hearts of his audience.

As one of the founders of the Afghani Fine Arts group, Hunarhai Zeba, he revolutionized Afghan music while adding a distinctly modern pop element. During the same period, Nainawaz produced countless hit compositions rendered by the golden voices of many renowned Afghan artists such as the legendary Ahmad Zahir, Ahmad Wali, Mahwash, Saarbon, Delnawaz, Akbar Ramish, Awalmeer and many other beloved voices.

Although in the constant company of intellectual patriots, it was Fazel’s devoted and pious mother who instilled in him spiritual consciousness and the love of God. From his only wife Aliea Ahmad Zekrya, who was the cornerstone of all his accomplishments, he has a daughter, Sahar Zekrya Aman, wife of the renowned Afghan artist Ehsan Aman, and a son, Amir Khisraw Zekrya, married to Ghezal Zekrya. Nainawaz always retained a special place for his family in his heart.

Nainawaz‘s life was tragically extinguished by the communist regime during 29th day of Ramadan, in 1979. While the scar of his martyrdom will forever remain sore, his inspiring and joyful music will always resonate in the hearts of future generations. As a star, he will shine in the sky of his beloved Afghanistan throughout eternity.

Rumi says: “After death don’t search for my tomb on earth. In the bosom of learned people lies my tomb.”

فارسی

مرحوم فضل احمد ذکریا متخلص به نینواز آواز خوان ، شاعروآهنگساز بزرگ افغانستان است که نامش به جاودانگی استوره ها در هنر موسیقی افغانستان به جا خواهد ماند.نینواز هنرمندی بود توانا و خوش قریحه که از خود زیباترین سروده ها را به یادگار ماند و انقلابی را در هنر موسیقی معاصر افغانستان پدید آورد. او عاشق هنر بود و به هر بازتاب آن علاقه داشت، موسیقی درتاروپود هستی اش موج میزد. گه برآهنگهای تازه سروده اش تصنیف میساخت و گاه گوهر شعرسخنوران دیگر و سروده های خاسته از نهادش را در قالب زیباترین آهنگها روح میبخشید.

آهنگهای چون "خورشید من" ، "دا زما زیبا وطن" ، "باران شوم" ، "من نینوازم" و صد ها سرودۀ دیگر از ساخته های ماندگار او در گوش خاطر هموطنانش همواره طنین انداز خواهد ماند.

فضل احمد نینواز در سال ۱۹۳۵ میلادی در ناحیۀ یکه توت کابل چشم به جهان گشود. پدرش فیض محمد خان ذکریا از رجال برجستۀ سیاسی افغانستان بود که در شعر سرائی و نویسندگی از جملۀ سرآمدان عصر خویش به شمار میرفت و کابلی تخلص میکرد ، مادرش بی بی گل بینذیر نامداشت که در راه تربیت فرزندش سخت کوشا بود.

نینواز از کودکی به موسیقی علاقۀ فراوان داشت و در سن ۱۳ سالگی در اثر تمرین شخصی نواختن آکاردیون را فرا گرفت ولی بعد تر ازمحضراستاد فرخ افندی که از ترکیه به افغانستان آمده بود درس گرفت و نواختن آکاردیون را به اوج رسانید. همچنان از نزد استاد هاشم رموز موسیقی کلاسیک شرقی را فرا گرفت.

واما نینواز عقیده داشت که صرف با گرفتن درس از استادان نمیتوان هنرمند شد. تا آنکه هنرمند با نهاد خویش پیوند صادقانه نداشته باشد یک پدیدۀ هنری ناب پدید نخواهد آمد. او به این حقیقت دست یافته بود که تنها ترنم های که از دل برمیخیزد بر روان آدمی اثر گذار است و میدانست که هنر بازتابی از نهاد انسان است که به یک روح اثرمیبخشد، خواه این اثر احساسی باشد در یک پردۀ نقاشی، خواه تحلیلی باشد درقالب یک شعر و خواه ترنمی باشد در نوسانات پرده های یک آهنگ. و اما چه بهتر که این احساس با دانش ادب به هنر آراسته گردد. دهۀ شصت و هفتاد دورۀ شگوفائی هنر نینواز بود، و در طول همین سالها بود که نینواز جاودانه ترین آهنگش را برمثنوی نی نامۀ حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی ملقب به رومی آفرید که بازگو کنندۀ ارادت وی به مولای بلخ است.

آهنگ "بشنو از نی" اثری بود بس ماندگار که به آواز خانم مهوش ارائه شد که سالهاست گوش ها را نوازش میدهد.

و اما اخلاص نینواز به حضرت مولانا عارف بزرگ مشرق زمین تصادفی نبود. آنانیکه نینواز را از نزدیک میشناسند میدانند که او مردی بود خدا جو ، حق پرست و سخت شیفتۀ عالم عرفان و تصوف و در راه جستجوی کردگار و درک عالم هستی معتقد بود که خودشناسی پایۀ اصلی شناخت پروردگار کائنات است و این اصل را بر اساس فرامین قرآنی باور داشت.

در جهان هنر به نوابغ معدودی برمیخوریم که با درک و شناخت عالم خلقت توانسته اند جذبات عاطفی و اعتقاداتشان را در پدیده های هنری شان تازتاب دهند که فضل احمد نینواز از زمره اینگونه هنرمندان بود. آهنگهای را که این هنرمند مبتکر بر سروده های عرفانی آفریده حاکی ازین جاذبۀ او به عالم عرفان است و بدیهیست که چنین هنرمندی باید نام هنری نینواز را انتخاب میکرد.

او به هنر و هنرمند علاقۀ بیش از حد داشت و روی همین انگیزه بود که با هنرمندان دیگر در تماس شد و با شخصیت گرم و برخورد صمیمی که داشت حلقۀ وصلی گردید میان هنرمندان ، نویسندگان ، شعرا ، اُدبا وهنرمندان تیاتر افغانستان. همان بود که حلقۀ هنری را بنام هنر های زیبا ایجاد کرد که در آن آواز خوانان طراز اول کشور چون هنرمند همیشه جاودان احمد ظاهر، احمد ولی ، مهوش ، ساربان ، دلنواز، استاد اول میر ، اکبر رامش و ده ها هنرمند خوب دیگر شامل بودند ، و انقلابی را در هنر موسیقی معاصر افغانستان پدید آوردند که متفاوت از شیوه های کلاسیک و سنّتی بود و به اصطلاحِ غربیان هنر  خوانده میشد.

در این تحول هنری میتوان از آهنگسازانی دیگری چون استاد خیال ، استاد شاه ولی ترانه ساز و استاد جلیل ځلاند دوست صمیمی نینواز یاد کرد که هر کدام سهم خویش را در پیشبرد موسیقی معاصر کشور ایفا کردند.

نینواز به هنرمندان بزرگ افغانستان سخت ارادت داشت و هنرشان را میستود. همواره در سعی و تلاش آن بود تا باا با تماس با متفکرین و دانشمندان افغانستان در راه رشد فرهنگ و ادب افغانستان کاری انجام دهد و تنها کسانیکه او را در این راه بیدریغ حمایه کردند ، نخست مادر خدا پرست و فاضله اش بود که عشق خداوند را در ضمیرو وجدانش بر افروخت و سپس همسر وفادارش خانم عالیه احمد ذکریا که چون کوه استوار در کنارش ایستاد و او را در را به سر رسانیدن اهداف هنری اش همراهی و همیاری نمود.

از فقید نینواز دو فرزند بجا مانده ، سحر ذکریا امان همسر احسان امان و امیرخسرو ذکریا که با غزال ذکریا ازدواج کرده که هنوز یاد پدر را هر دو در سینه میپرورانند. بدیهست که خاطرۀ این هنرمند بزرگ همواره در قلب و روح خانواده اش پا برجاست.

زندگی پر ثمر نینواز با تراژیدی اعدام او بدست رژیم کمونیستی افغانستان در بیست و نهم ماهِ رمضان سال ۱۹۷۹ پایان یافت و ناگوار حادثۀ شهادت او چون زخم عمیقی بر قلب و روح خانواده و دوستداران هنرش به جا خواهد ماند. و اما صوت ترانه های روانبخش و الهام انگیزش نیز در روح نسل های آیندۀ افغانستان و فضای میهن دوست داشتنی اش همواره طنین انداز خواهد بود.

بعد از وفات تربت ما در زمین مجو در سینه های مردم دانا مزار ماست